جمعه ۹ خرداد (جوزا) ۱۳۹۹ هجری شمسی برابر با ۶ شوال ۱۴۴۱ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
* بخش «درس‌ها» حاوی درس‌های علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی با محوریّت قرآن و سنّت، راه‌اندازی شد. * امکان مطالعه‌ی آنلاین با قابلیت جستجو در متن و عکس‌برداری از صفحات، به بخش «کتاب‌ها» افزوده شد. * کتاب شریف «سبل السّلام» حاوی مجموعه‌ی نامه‌ها و گفتارهای فارسی حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «هندسه‌ی عدالت» اثری ارزشمند از علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * نرم‌افزار «نسیم رحمت» حاوی نسخه‌ی آفلاین پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم» حاوی مجموعه‌ی گفتارهای نورانی علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی در ابواب «مقدّمات»، «عقاید»، «اخلاق» و «احکام» منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد.
loading
پرسش و پاسخ
 
موضوع اصلی:

مقدّمات

شماره‌ی پرسش: ۱۳ کد پرسش: ۴۳۴
موضوع فرعی:

علم؛ موانع کسب علم؛ خرافات

نویسنده‌ی پرسش: بنت الحسین تاریخ پرسش: ۱۳۹۹/۲/۱۲

می‌خواستم نظر اساتید گرامی را راجع به «چشم بصیرت» جویا شوم؛ اینکه در گذشته یا حتی اکنون، کسانی هستند که چهره‌ی واقعی اشخاص و باطن آنان را مشاهده می‌کنند. آیا این واقعیّت دارد؟ چگونه ممکن است؟ پیشاپیش از پاسخ‌های مستدلّ شما بزرگواران متشکرم.

پاسخ به پرسش شماره: ۱۳ تاریخ پاسخ به پرسش: ۱۳۹۹/۲/۱۸

اصطلاح «چشم بصیرت» در قرآن و سنّت نیامده است؛ همچنانکه برخوردار بودن از آن، به معنای داشتن توانایی برای دیدن باطن دیگران و آگاهی از آنچه در سینه دارند، واقعیّت ندارد؛ چراکه خداوند چنین علم و قدرتی را مختصّ به خود دانسته و به عنوان نمونه فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ»[۱]؛ «هرآینه خداوند به درون سینه‌ها آگاه است» و فرموده است: «يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ»[۲]؛ «خیانت دیده‌ها و چیزی که سینه‌ها پنهان داشته‌اند را می‌داند» و فرموده است: «أَوَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِمَا فِي صُدُورِ الْعَالَمِينَ»[۳]؛ «آیا خداوند به چیزی که در سینه‌های جهانیان است داناتر نیست؟» و فرموده است: «قُلْ إِنْ تُخْفُوا مَا فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللَّهُ ۗ»[۴]؛ «بگو اگر چیزی که در سینه دارید را پنهان کنید یا آشکار نمایید، خداوند آن را می‌داند» و فرموده است: «وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ»[۵]؛ «و هرآینه پروردگارت می‌داند چیزی را که سینه‌هاشان پنهان می‌کند و چیزی را که آشکار می‌سازند» و فرموده است: «وَإِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَى»[۶]؛ «و اگر سخن را بلند گویی، او راز و نهان‌تر را می‌داند» و فرموده است: «وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ ۚ»[۷]؛ «و خداوند می‌داند چیزی را که در دل‌هایتان است» و فرموده است: «رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ ۚ»[۸]؛ «پروردگارتان به چیزی که درون شماست داناتر است» و فرموده است: «وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ ۚ»[۹]؛ «و بدانید که خداوند چیزی که درون شماست را می‌داند، پس از او حذر کنید» و فرموده است: «أَوَلَا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ»[۱۰]؛ «آیا نمی‌دانند که خداوند هر چه پنهان می‌کنند و هر چه آشکار می‌سازند را می‌داند؟» و فرموده است: «أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ»[۱۱]؛ «آیا ندانسته‌اند که خداوند راز آنان و نجوایشان را می‌داند و خداوند دانای نهان‌هاست؟» و فرموده است: «رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ ۗ وَمَا يَخْفَىٰ عَلَى اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ»[۱۲]؛ «پروردگارا! تو چیزی که پنهان می‌کنیم و چیزی که آشکار می‌سازیم را می‌دانی و هیچ چیز در زمین یا در آسمان از خداوند پنهان نمی‌ماند». روشن است که سیاق این آیات، إفاده‌ی حصر می‌کند؛ به این معنا که بر انحصار چنین علم و قدرتی به خداوند دلالت دارد و با این وصف، ممکن نیست که کسی جز خداوند، از هر چیزی که مردم در سینه دارند یا در نهان انجام می‌دهند، آگاه باشد. چیزی که این معنا را تأیید می‌کند، سه دسته از آیات است:

۱ . آیاتی که علم به غیب را منحصر به خداوند دانسته‌اند؛ مانند آیه‌ای که فرموده است: «قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ ۚ»[۱۳]؛ «بگو هیچ کسی که در آسمان‌ها و زمین است جز خداوند غیب را نمی‌داند» و آیه‌ای که با اشاره به انسان فرموده است: «أَعِنْدَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَىٰ»[۱۴]؛ «مگر نزد او علم غیب است، پس او می‌بیند؟!» و آیه‌ای که فرموده است: «أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ»[۱۵]؛ «یا غیب پیش آن‌هاست، پس آن‌ها می‌نویسند؟!»[۱۶]

۲ . آیاتی که آگاهی از حقیقت اعمال مردم را منحصر به خداوند دانسته‌اند؛ مانند آیه‌ای که فرموده است: «وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا»[۱۷]؛ «و پروردگارت به عنوان کسی که به گناهان بندگانش آگاه و بیناست، کافی است» و آیه‌ای که فرموده است: «وَكَفَىٰ بِاللَّهِ عَلِيمًا»[۱۸]؛ «و خداوند به عنوان کسی که می‌داند، کافی است» و آیه‌ای که فرموده است: «وَكَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا»[۱۹]؛ «و خداوند به عنوان کسی که شاهد است، کافی است» و آیه‌ای که فرموده است: «أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ»[۲۰]؛ «آیا کافی نیست که پروردگارت به هر چیزی گواه است؟»

۳ . آیاتی که بر عدم آگاهی پیامبر از باطن مردم دلالت دارند، در حالی که مسلّماً پیامبر از هر انسان دیگری به چنین علم و قدرتی سزاوارتر است؛ مانند آیه‌ای که فرموده است: «يُخْفُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ مَا لَا يُبْدُونَ لَكَ ۖ»[۲۱]؛ «درون خود چیزی را پنهان می‌کنند که برای تو آشکار نمی‌سازند» و آیه‌ای که فرموده است: «وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ ۖ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ ۖ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ ۖ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ ۚ»[۲۲]؛ «و از بادیه‌نشینانی که پیرامون شما هستند و از اهل مدینه منافقانی هستند که بر نفاق استوارند، تو آنان را نمی‌شناسی، ما آنان را می‌شناسیم» و آیه‌ای که فرموده است: «عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ»[۲۳]؛ «خداوند تو را بخشید، چرا به آنان اذن دادی پیش از اینکه برایت روشن شود چه کسانی راست می‌گویند و دروغگویان را بشناسی؟»

از اینجا دانسته می‌شود که هیچ انسانی قادر نیست با نگاه کردن به دیگران، باطن‌شان را ببیند و از آنچه در سینه دارند آگاهی یابد. آری، دو چیز ممکن است:

۱ . آگاهی یافتن از طریق وحی؛ به این معنا که خداوند در موارد ضرورت یا مصلحت، پیامبر یا ولیّ خود را از طریق فرشته یا الهام یا رؤیا از عمل برخی افراد آگاه کند؛ چنانکه به عنوان مثال، پیامبر خود را از عمل همسرش آگاه کرد و فرمود: «وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَىٰ بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ ۖ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هَٰذَا ۖ قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ»[۲۴]؛ «و چون پیامبر به یکی از همسرانش رازی را گفت، پس چون زن آن را فاش ساخت و خداوند به پیامبر خبر داد، برخی از آن را به رویش آورد و برخی را واگذاشت، پس چون زن را آگاه ساخت گفت: چه کسی تو را از این آگاه ساخت؟! گفت: خدای دانای آگاه من را آگاه ساخت»؛ همچنانکه او را از توطئه‌ی مشرکان برای قتل او و توطئه‌ی بني نضیر برای انداختن سنگی بر او و توطئه‌ی منافقان برای ترور او در بازگشت از تبوک و خیانت حاطب بن أبي بلتعة در مکاتبه با مشرکان و اقدام زن یهودی به قتلش با سمّی کردن گوسفند و بسیاری چیزهای دیگر آگاه ساخت. از این رو، منافقان همواره نگران بودند که خداوند پیامبرش را از توطئه‌ها و اعمال مخفیانه‌ی آنان آگاه سازد؛ چنانکه فرموده است: «يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِي قُلُوبِهِمْ ۚ قُلِ اسْتَهْزِئُوا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ مَا تَحْذَرُونَ»[۲۵]؛ «منافقان می‌ترسند که سوره‌ای بر آنان نازل شود که آنان را از چیزی که در دل دارند خبر دهد، بگو استهزاء کنید، خداوند چیزی که از آن می‌ترسید را فاش می‌سازد» و فرموده است: «أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُمْ»[۲۶]؛ «آیا کسانی که در دل‌هاشان مرضی است پنداشتند که خداوند کینه‌هاشان را فاش نمی‌کند؟!»[۲۷]

۲ . آگاهی یافتن از طریق فراست؛ به این معنا که انسان حکیم، هوشیار و باتجربه، با توجّه به حالات چهره و حرکات بدن و نوع نگاه و لحن گفتار، از نیّت مخاطب یا حقیقت حال او آگاه شود؛ چنانکه خداوند فرموده است: «إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَـآيَاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ»[۲۸]؛ «هرآینه در آن نشانه‌هایی برای اهل فراست است» و به عنوان نمونه، درباره‌ی کافران فرموده است: «قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ ۚ»[۲۹]؛ «دشمنی از دهان‌هاشان پیداست و چیزی که سینه‌هاشان پنهان داشته، بزرگ‌تر است» و درباره‌ی منافقان فرموده است: «وَلَوْ نَشَاءُ لَأَرَيْنَاكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيمَاهُمْ ۚ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ ۚ وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمَالَكُمْ»[۳۰]؛ «و اگر می‌خواستیم آنان را به تو نشان می‌دادیم، پس آنان را با چهره‌هاشان می‌شناختی و آنان را در لحن گفتار می‌شناسی و خداوند اعمالتان را می‌داند» و فرموده است: «وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ ۖ وَإِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ ۖ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ ۖ»[۳۱]؛ «و چون آنان را ببینی، ظاهرشان تو را به شگفت می‌آورد و اگر سخن گویند به سخنشان گوش می‌سپاری، چنانکه گویی چوب‌هایی تکیه داده شده‌اند» و درباره‌ی اصحاب پیامبر فرموده است: «سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ۚ»[۳۲]؛ «در چهره‌هاشان اثر سجده نمایان است» و درباره‌ی نیازمندان واقعی فرموده است: «لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا ۗ»[۳۳]؛ «برای فقیرانی که در راه خداوند درمانده شده‌اند و نمی‌توانند برای کسب روزی سفر کنند، ناآگاه به سبب خویشتن‌داری‌شان آنان را بی‌نیاز می‌پندارد، آنان را با چهره‌هاشان می‌شناسی، از مردم به اصرار چیزی نمی‌خواهند».

↑[۱] . آل عمران/ ۱۱۹
↑[۲] . غافر/ ۱۹
↑[۳] . عنکبوت/ ۱۰
↑[۴] . آل عمران/ ۲۹
↑[۵] . نمل/ ۷۴
↑[۶] . طه/ ۷
↑[۷] . أحزاب/ ۵۱
↑[۸] . إسراء/ ۲۵
↑[۹] . بقرة/ ۲۳۵
↑[۱۰] . بقرة/ ۷۷
↑[۱۱] . توبة/ ۷۸
↑[۱۲] . إبراهیم/ ۳۸
↑[۱۳] . نمل/ ۶۵
↑[۱۴] . نجم/ ۳۵
↑[۱۵] . طور/ ۴۱
↑[۱۶] . برای آگاهی بیشتر درباره‌ی «علم غیب»، بنگرید به: پرسش و پاسخ ۳۹.
↑[۱۷] . إسراء/ ۱۷
↑[۱۸] . نساء/ ۷۰
↑[۱۹] . نساء/ ۷۹
↑[۲۰] . فصّلت/ ۵۳
↑[۲۱] . آل عمران/ ۱۵۴
↑[۲۲] . توبة/ ۱۰۱
↑[۲۳] . توبة/ ۴۳
↑[۲۴] . تحریم/ ۳
↑[۲۵] . توبة/ ۶۴
↑[۲۶] . محمّد/ ۲۹
↑[۲۷] . برای آگاهی بیشتر در این باره، همچنین بنگرید به: پرسش و پاسخ ۳۸۷.
↑[۲۸] . حجر/ ۷۵
↑[۲۹] . آل عمران/ ۱۱۸
↑[۳۰] . محمّد/ ۳۰
↑[۳۱] . منافقون/ ۴
↑[۳۲] . فتح/ ۲۹
↑[۳۳] . بقرة/ ۲۷۳
پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر منصور هاشمی خراسانی؛ بخش پاسخگویی به پرسش‌ها
هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
اگر با زبان دیگری آشنایی دارید، می‌توانید این مطلب را به آن ترجمه کنید. [فرم ترجمه]
×
فرم ترجمه
لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید.
Captcha
نوشتن پرسش
کاربر گرامی! شما می‌توانید پرسش‌های خود درباره‌ی آثار و اندیشه‌های علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش پاسخ داده شود.
توجّه: ممکن است که نام شما به عنوان نویسنده‌ی پرسش، در پایگاه نمایش داده شود.
توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.
لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:
۱ . ممکن است که به پرسش شما در پایگاه پاسخ داده شده باشد. از این رو، بهتر است که پیش از نوشتن پرسش خود، پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط را مرور یا از امکان جستجو در پایگاه استفاده کنید.
۲ . از ثبت و ارسال پرسش جدید پیش از دریافت پاسخ پرسش قبلی، خودداری کنید.
۳ . از ثبت و ارسال بیش از یک پرسش در هر نوبت، خودداری کنید.
۴ . اولویّت ما، پاسخگویی به پرسش‌های مرتبط با امام مهدی علیه السلام و زمینه‌سازی برای ظهور اوست؛ چراکه در حال حاضر، از هر چیزی مهم‌تر است.
* لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید. Captcha loading
دانلود مجموعه‌ی پرسش‌ها و پاسخ‌ها
نام کتاب: مجموعه‌ی پرسش‌ها و پاسخ‌ها منتشر شده در پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
جلد: یکم؛ مقدّمات/ دوم؛ عقاید/ سوم؛ اخلاق/ چهارم؛ احکام
ناشر: دفتر منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
نسخه: یکم
زمان انتشار: دی (جدی) ۱۳۹۷ هجری شمسی/ اسفند (حوت) ۱۳۹۷ هجری شمسی/ فروردین (حمل) ۱۳۹۸ هجری شمسی/ تیر (سرطان) ۱۳۹۸ هجری شمسی
مکان انتشار: بلخ؛ افغانستان
هرگونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.
×
آیا مایلید در خبرنامه‌ی پایگاه عضو شوید؟