پنج شنبه ۱۴ فروردین (حمل) ۱۳۹۹ هجری شمسی برابر با ۸ شعبان ۱۴۴۱ هجری قمری
     
منصور هاشمی خراسانی
* بخش «درس‌ها» حاوی درس‌های علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی با محوریّت قرآن و سنّت، راه‌اندازی شد. * امکان مطالعه‌ی آنلاین با قابلیت جستجو در متن و عکس‌برداری از صفحات، به بخش «کتاب‌ها» افزوده شد. * کتاب شریف «سبل السّلام» حاوی مجموعه‌ی نامه‌ها و گفتارهای فارسی حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «هندسه‌ی عدالت» اثری ارزشمند از علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * نرم‌افزار «نسیم رحمت» حاوی نسخه‌ی آفلاین پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم» حاوی مجموعه‌ی گفتارهای نورانی علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی در ابواب «مقدّمات»، «عقاید»، «اخلاق» و «احکام» منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد.
loading
خواندن گفتار
   
شماره: ۱ کد: ۴۳
موضوع:

دو گفتار شگرف از آن جناب در معرّفی ذو القرنین و یأجوج و مأجوج که از حکمت‌های خاصّ آن جناب است.

۱ . أَخْبَرَنا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمٰنِ الطّالِقانِيُّ، قال: كُنْتُ عِنْدَ الْعَبْدِ الصّالِحِ فِي دارِهِ فَوَجَدْتُهُ فارِغاً فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِداكَ أَسْئُلُكَ؟ فَقالَ بِرَأسِهِ: نَعَمْ! فَظَنَنْتُ أَنَّهُ یُسَبِّحُ فَقُلْتُ: إِنَّ هٰؤُلاءِ یَخْتَلِفُونَ فِي ذِي الْقَرْنَیْنِ وَ أَنْتَ عالِمُهُمْ وَ سَیِّدُهُمْ فَإِنْ رَأَیْتَ -جُعِلْتُ فِداكَ- أَنْ تُخْرِجَهُمْ فِیهِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ فَعَلْتَ! فَمَكَثَ حَتّیٰ قَضیٰ سُبْحَتَهُ ثُمَّ قالَ: دَعْنِي مِنْ هٰؤُلاءِ السَّفَلَةِ الْمَرَدَةِ الْقائِلینَ عَلَی اللّهِ بِما لا یَعْلَمُونَ! أَلا تَعْلَمُ أَنَّ هٰذَا الْعِلْمَ كَنْزٌ مِنْ كُنُوزِ الْجَنَّةِ هَبَطَ مِنْها مَعَ آدَمَ عَلَیْهِ السَّلامُ ثُمَّ انْتَقَلَ مِنْهُ إِلَی النَّبِیِّینَ وَ الصَّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصّالِحینَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ حَتّیٰ یَرْجِعَ مَعَ آخِرِهِمْ إِلَی الْجَنَّةِ؟! أَ فَتُریدُ أَنْ تَجْعَلَ مِثْلَ هٰذَا الْكَنْزِ فِي أَیْدِي الصِّبْیانِ وَ الْمَجانِینَ وَ المُدْمِنینَ عَلَی الْمُخَدِّراتِ؟! لا وَاللّهِ لَیْسَ هٰؤُلاءِ بِمَأمُونِینَ عَلَیْهِ وَ لا مِنْ أَهْلِهِ وَ إِنَّ فِیهِمْ سارِقینَ یَسْرُقُونَهُ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً وَ یَسْتَعِینُوا بِهِ عَلیٰ حُجَجِ اللّهِ وَ أَولِیائِهِ! «فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّىٰ حِينٍ»! فَنَدَمْتُ عَلیٰ مَسْأَلَتِي حَتّیٰ رَأیٰ ذٰلِكَ فِي وَجْهِي، فَقالَ: كانَ الْیَهُودُ یَجِدُونَ ذَا الْقَرْنَیْنِ عِنْدَهُمْ فِي كِتابِ دانیالَ عَلَیْهِ السَّلامُ فَسَأَلُوا عَنْهُ رَسُولَ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ لِیَعْلَمُوا أَیُوحیٰ إِلَیْهِ أَمْ لا فَأَوحَی اللّهُ إِلَیْهِ: «وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ ۖ قُلْ سَأَتْلُو عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْرًا»! قُلْتُ: وَ ما كانَ عِنْدَهُمْ فِي كِتابِ دانِیالَ؟ قالَ: إِنَّ دانِیالَ عَلَیْهِ السَّلامُ رَأیٰ فِي الْمَنامِ كَبَشاً لَهُ قَرْنانِ طَويلانِ أَحَدُهُما أَطْوَلُ مِنَ الآخَرَ وَ رَآهُ يَنْطَحُ غَرْباً وَ شَرْقاً وَ شَمالاً مِنْ غَيْرِ أَنْ یَقْدِرَ حَيَوانٌ عَلىٰ دَفْعِهِ حَتّیٰ عَظُمَ شَأنُهُ، فَأَخْبَرَهُ جَبْرَئیلُ عَلَیْهِ السَّلامُ بِأَنَّ الْكَبَشَ ذَا الْقَرْنَيْنِ هُوَ مَلِكُ مادِي وَ فارِسَ! قُلْتُ: أَشْهَدُ أَنَّ اللّهَ قَدْ آتاكَ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطَابِ! أَ فَأُحَدِّثَهُمْ عَنْكَ بِهٰذا الْحَدِیثِ؟ قالَ: حَدِّثْهُمْ بِهِ أَرْغَمَ اللّهُ أُنُوفَ قَومٍ مُسْتَكْبِرینَ!

ترجمه‌ی گفتار:

احمد بن عبد الرحمن طالقانی ما را خبر داد، گفت: نزد عبد صالح در خانه‌ی آن جناب بودم، پس او را در فراغتی یافتم، پس به او گفتم: فدایت شوم، آیا از تو سؤالی بپرسم؟ پس با اشاره‌ی سر فرمود: آری! پس دریافتم که در حال ذکر است، پس گفتم: اینان درباره‌ی ذو القرنین اختلاف می‌کنند و تو عالم آنان و سیّد آنان هستی، پس اگر صلاح می‌بینی -فدایت شوم- که آنان را درباره‌ی او از تاریکی به نور بیرون آوری، این کار را بکن! آن جناب درنگی کرد تا ذکرش را به پایان رساند، سپس فرمود: من را وا گذار از این فرومایگان خودبزرگ‌بین که بر خداوند چیزهایی می‌بندند که به آن علمی ندارند! آیا نمی‌دانی که این علم گنجی از گنج‌های بهشت است که به همراه آدم علیه السّلام از آن فرود آمد و سپس به پیامبران و صدّیقان و شهیدان و صالحان از فرزندان او انتقال یافت تا آن گاه که به همراه آخرین‌شان به بهشت بازگردد؟! آیا پس می‌خواهی که چنین گنجی را در دستان کودکان و دیوانگان و افیونیان قرار دهی؟! نه به خدا سوگند اینان بر آن امین شمرده نمی‌شوند و از اهل آن نیستند و در میان آنان دزدانی هستند که آن را به سرقت می‌برند تا به بهایی اندک بفروشند و بر ضدّ حجّت‌ها و اولیاء خداوند به کار گیرند! «پس آنان را در سرگردانی‌شان رها کن تا زمانی»[۱]! (احمد می‌گوید:) پس من از پرسش خود پشیمان شدم تا حدّی که ایشان آن را در چهره‌ام دید، پس فرمود: یهودیان ذو القرنین را نزد خود در کتاب دانیال علیه السّلام می‌یافتند، پس درباره‌ی او از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم پرسیدند تا بدانند که آیا به او وحی می‌شود یا نه، پس خداوند به او وحی کرد: «از تو درباره‌ی ذو القرنین می‌پرسند، بگو من بر شما ذکری از او را خواهم خواند»[۲]! گفتم: نزد آنان در کتاب دانیال چه بود؟ فرمود: دانیال علیه السّلام در خواب قوچی را دید که دو شاخ بلند داشت که یکی از آن دو بلندتر از دیگری بود و او را دید که به غرب و شرق و شمال شاخ می‌زند بی‌آنکه جانوری بتواند جلوی او را بگیرد تا اینکه کارش بالا گرفت، پس جبرئیل علیه السّلام به او خبر داد که آن قوچ دارای دو شاخ (ذو القرنین)، پادشاه ماد و فارس است! گفتم: گواهی می‌دهم که خداوند به تو حکمت و گفتار فیصله کننده بخشیده است! پس آیا این گفتار را از تو برای آنان روایت کنم؟ فرمود: برای آنان روایت کن! خداوند بینی گروهی که استکبار می‌کنند را به خاک بمالد!

۲ . أَخْبَرَنا عِیسَی بْنُ عَبْدِ الْحَمِیدِ الْجُوزَجانِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ -رُوحِي فِداهُ- یَقُولُ: إِنَّ رُوحَ الْقُدُسِ نَفَثَ في رُوعِي أَنَّ یَأجُوجَ وَ مَأجُوجَ قَبِیلَتانِ مِنْ قَبائِلِ الْمُغُولِ كانُوا یُغارُونَ عَلیٰ قَومٍ فِي شَمالِ فارِسَ لا یَكادُونَ یَفْقَهُونَ قَوْلاً فَاسْتَعانُوا عَلَیْهِمْ بِكُورُشَ فَبَنیٰ لَهُمْ بَیْنَ الصَّدَفَیْنِ سَدّاً فَمَا اسْطَاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا حَتّیٰ إِذا فَتَحَ سَبِیلَهُمْ مَلِكُ خوارَزْمَ فِي الْقَرْنِ السّابِعِ فَأَقْبَلُوا كَالسَّیْلِ یُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ یَنْسِلُونَ! قُلْتُ: وَاللّهِ قُلْتَ قَوْلاً عَظِیماً! قُلْتَ إِنَّ وَعْدَ اللّهِ أَتیٰ فَمَضیٰ؟! قالَ: نَعَمْ، إِنَّ وَعْدَ اللّهِ یَأتِي فَیَمْضِي وَ لٰكِنَّ أَكْثَرَ النّاسِ لا یَعْلَمُونَ! قُلْتُ: إِنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّ یَأجُوجَ وَ مَأجُوجَ كانُوا قَوْماً مِنَ الْخَزَرِ أَوْ یَكُونُونَ فِي آخِرِ الزَّمانِ! قالَ: إِنَّ قَوْماً مِنَ الْخَزَرِ كانُوا مُفْسِدینَ فِي الْأَرْضِ فَشُبِّهُوا بِیَأجُوجَ وَ مَأجُوجَ لِإِفْسادِهِمْ كَما یُقالُ لِرَجُلٍ شَرِیرٍ إِبْلِیسُ لِشَرارَتِهِ، فَكُلُّ مُفْسِدِینَ فِي الْأَرْضِ یَأجُوجُ وَ مَأجُوجُ وَ فِي كُلِّ قَرْنَیْنِ یَأجُوجُ وَ مَأجُوجُ!

ترجمه‌ی گفتار:

عیسی بن عبد الحمید جوزجانی ما را خبر داد، گفت: شنیدم جناب منصور که جان من به فدای او باد می‌فرماید: هرآینه روح القدس به دلم انداخت که یأجوج و مأجوج دو قبیله از قبایل مغول بودند که به قومی در شمال فارس (ایران کنونی) که به سختی می‌توانستند زبانی را فهم کنند یورش می‌بردند، پس آنان از کورش در برابر آن‌ها کمک خواستند، پس او برای آنان در بین دو کوه سدّی بنا کرد که آن‌ها نتوانستند از آن بالا روند و نتوانستند از آن نقبی بزنند، تا آن گاه که پادشاه خوارزم (خوارزمشاه) در قرن هفتم راه آن‌ها را باز کرد، پس مانند سیل روی آوردند و در زمین فساد انگیختند، در حالی که از هر بلندی سرازیر می‌شدند! گفتم: به خدا سوگند گفتار عظیمی گفتی! گفتی که وعده‌ی خداوند (در قرآن) آمده و گذشته است؟! فرمود: آری، بی‌گمان وعده‌ی خداوند می‌آید و می‌گذرد، در حالی که بیشتر مردم نمی‌دانند! گفتم: آن‌ها می‌گویند که یأجوج و مأجوج قومی از خزر بودند یا قومی در آخر الزّمان خواهند بود! فرمود: قومی از خزر در زمین فساد می‌انگیختند، پس به خاطر فسادشان به یأجوج و مأجوج تشبیه شدند، چنانکه به مردی شرور به خاطر شرارتش ابلیس گفته می‌شود، پس هر فساد کنندگانی در زمین یأجوج و مأجوجی هستند و در هر دو قرن یأجوج و مأجوجی وجود دارد!

شرح گفتار:

دیدگاه آن جناب درباره‌ی یأجوج و مأجوج مؤیَّد به شواهد قرآنی، روایی و تاریخی است و معقول‌ترین و واقع‌بینانه‌ترین دیدگاه ارائه شده درباره‌ی آنان است و سخن آن جناب که فرمود: «هرآینه روح القدس به دلم انداخت» به معنای نزول وحی بر او از جانب خداوند نیست؛ زیرا واضح است که او پیامبر نیست و ادّعای پیامبری ندارد، بل به معنای «توفیق» او از جانب خداوند و «فراست» او در نگریستن به شواهد قرآنی، روایی و تاریخی است که خداوند درباره‌اش فرموده است: «إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَـآيَاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ»[۳]؛ «هرآینه در آن نشانه‌هایی برای صاحبان فراست است» و پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم درباره‌اش فرموده است: «اتَّقُوا فِراسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ یَنْظُرُ بِنُورِ اللّهِ»[۴]؛ «از فراست مؤمن برحذر باشید؛ چراکه او با نور خداوند می‌نگرد»؛ فارغ از آنکه «إلهام» و «إفهام» به دل مؤمن، لطفی شایع از الطاف خداوند است؛ چنانکه روایت شده است: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وجَلَّ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَيْراً نَكَتَ فِي قَلْبِهِ نُكْتَةً مِنْ نُورٍ وفَتَحَ مَسَامِعَ قَلْبِهِ ووَكَّلَ بِهِ مَلَكاً يُسَدِّدُهُ»[۵]؛ «خداوند عزّ وجلّ هرگاه برای بنده‌ای خیری بخواهد، در دل او نکته‌ای نورانی می‌اندازد و گوش‌های دلش را می‌گشاید و فرشته‌ای را بر او می‌گمارد که او را راست گرداند»، تا جایی که از ابو عبد الله صادق علیه السلام روایت شده است: «إِنّا لا نَعُدُّ الْفَقِيهَ فَقِيهاً حَتَّى يَكُونَ مُحَدَّثاً، فَقِيلَ لَهُ: أَوَ يَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُحَدَّثاً؟ قالَ: يَكُونُ مُفَهَّماً وَالْمُفَهَّمُ مُحَدَّثٌ»[۶]؛ «ما هیچ فقیهی را فقیه نمی‌شماریم تا آن گاه که محدَّث باشد (یعنی فرشته با او سخن گوید)، به او گفته شد: آیا مؤمن محدَّث می‌شود؟ فرمود: مفهَّم می‌شود (یعنی فرشته به او می‌فهماند) و مفهَّم محدَّث است» و این صفتی است که راویان شیعه،[۷] برای سلمان فارسی و راویان اهل سنّت،[۸] برای عمر بن خطّاب روایت کرده‌اند و ابن حجر در توضیح آن گفته است: «اخْتُلِفَ فِي تَأْوِيلِهِ، فَقِيلَ: مُلْهَمٌ قَالَهُ الْأَكْثَرُ، قَالُوا: الْمُحَدَّثُ بِالْفَتْحِ هُوَ الرَّجُلُ الصَّادِقُ الظَّنِّ وَهُوَ مَنْ أُلْقِيَ فِي رُوعِهِ شَيْءٌ مِنْ قِبَلِ الْمَلَأِ الْأَعْلَى فَيَكُونُ كَالَّذِي حَدَّثَهُ غَيْرُهُ بِهِ ... وَقِيلَ: مُكَلَّمٌ أَيْ تُكَلِّمُهُ الْمَلَائِكَةُ بِغَيْرِ نُبُوَّةٍ وَهَذَا وَرَدَ مِنْ حَدِيثِ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ مَرْفُوعًا وَلَفْظُهُ: قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، وَكَيْفَ يُحَدَّثُ؟ قَالَ: تَتَكَلَّمُ الْمَلَائِكَةُ عَلَى لِسَانِهِ ... وَيَحْتَمِلُ رَدُّهُ إِلَى الْمَعْنَى الْأَوَّلِ أَيْ تُكَلِّمُهُ فِي نَفْسِهِ وَإِنْ لَمْ يَرَ مُكَلِّمًا فِي الْحَقِيقَةِ فَيَرْجِعُ إِلَى الْإِلْهَامِ وَفَسَّرَهُ ابْنُ التِّينِ بِالتَّفَرُّسِ»[۹]؛ «درباره‌ی معنای آن اختلاف است. گفته شده مراد از آن کسی است که به او الهام می‌شود و این نظر اکثر است که گفته‌اند: محدَّث مردی است که گمان او درست است و از عالَم بالا چیزی به دلش انداخته می‌شود و از این رو، مانند کسی است که دیگری آن را به او گفته است ... و گفته شده مراد از آن کسی است که فرشتگان با او سخن می‌گویند بی‌آنکه پیامبر باشد و این در حدیث أبو سعید خدری آمده با این لفظ که گفته شد: ای رسول خدا! چگونه با او سخن گفته می‌شود؟ فرمود: فرشتگان به زبانش سخن می‌گویند ... و می‌توان آن را به معنای نخست باز گرداند؛ یعنی فرشتگان در دلش با او سخن می‌گویند اگرچه واقعاً گوینده‌ای را نمی‌بیند و این به الهام باز می‌گردد و ابن تین آن را به معنای فراست دانسته است»، بل حق آن است که فیض روح القدس -کم یا بیش- شامل هر مؤمنی می‌شود؛ چنانکه خداوند فرموده است: «أُولَٰئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ ۖ»[۱۰]؛ «آنان کسانی هستند که ایمان را در دل‌هاشان نوشته و آنان را با روحی از جانبش مؤیّد ساخته است»؛ خصوصاً مؤمنی که به سوی خداوند و خلیفه‌اش دعوت می‌کند؛ چنانکه به عنوان نمونه روایت شده است پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم خطاب به حسّان بن ثابت انصاری فرمود: «إِنَّ رُوحَ الْقُدُسِ لا یَزالُ یُؤَیِّدُكَ ما نافَحْتَ عَنِ اللّهِ وَ عَنْ رَسُولِهِ»؛ «هرآینه روح القدس همواره تو را یاری می‌کند مادامی که از خداوند و از پیامبرش حمایت می‌کنی» و خطاب به او فرمود: «لا تَزالُ مُؤَيَّداً بِرُوحِ الْقُدُسِ ما نَصَرْتَنا بِلِسانِكَ»؛ «همواره مؤیّد به روح القدس هستی مادامی که ما را با زبانت یاری می‌کنی»[۱۱] و خطاب به او و عبد الله بن رواحه فرمود: «لَنْ تَزالا تُؤَیَّدانِ بِرُوحِ الْقُدُسِ مَا ذَبَبْتُمَا عَنَّا بِأَلْسِنَتِكُما»[۱۲]؛ «پیوسته توسّط روح القدس پشتیبانی می‌شوید مادامی که با زبان خود از ما دفاع می‌کنید» و ابو جعفر باقر علیه السّلام خطاب به کمیت بن زید اسدی فرمود: «لا تَزالُ مُؤَیَّداً بِرُوحِ الْقُدُسِ مادُمْتَ تَقُولُ فِینا»[۱۳]؛ «همواره مؤیّد به روح القدس هستی مادامی که درباره‌ی ما سخن می‌گویی» و علیّ بن موسی الرّضا علیه السّلام خطاب به دعبل بن علی خزاعی فرمود: «نَطَقَ رُوحُ الْقُدُسِ عَلَی لِسانِكَ بِهٰذَیْنِ الْبَیْتَیْنِ»[۱۴]؛ «روح القدس این دو بیت را بر زبان تو جاری کرد»، در حالی که واضح است هیچ یک از آنان پیامبر نبودند و ادّعای پیامبری نداشتند، بلکه تنها دعوت کنندگانی به سوی پیامبر و اهل بیتش بودند و این صفتی است که اکنون در منصور هاشمی خراسانی متجلّی است.

برای خواندن شرحی بر گفتارهای آن جناب درباره‌ی ذو القرنین و یأجوج و مأجوج، به پرسش و پاسخ ۱۲۸ مراجعه کنید.

↑[۱] . مؤمنون/ ۵۴
↑[۲] . کهف/ ۸۳
↑[۳] . حجر/ ۷۵.
↑[۴] . سنن الترمذي، ج۴، ص۳۶۰؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۸، ص۱۰۲؛ أبو الشیخ، الأمثال، ج۱، ص۷۷؛ ابن سلامة، مسند الشهاب، ج۱، ص۳۸۷؛ برقی، المحاسن، ج۱، ص۱۳۱؛ صفار، بصائر الدرجات، ص۳۷۷؛ کلینی، الکافي، ج۱، ص۲۱۸؛ ابن بابویه، معاني الأخبار، ص۳۵۰؛ طوسی، الأمالي، ص۲۹۴.
↑[۵] . برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۰۰؛ کلینی، الکافي، ج۱، ص۱۶۶ و ج۲، ص۲۱۴؛ تفسیر العیاشي، ج۱، ص۳۲۱؛ ابن بابویه، التوحید، ص۴۱۵.
↑[۶] . رجال الکشي، ج۱، ص۶.
↑[۷] . رجال الکشي، ج۱، ص۵۵، ۶۴ و ۷۲؛ صفار، بصائر الدرجات، ص۳۴۲؛ طوسی، الأمالي، ص۴۰۷.
↑[۸] . صحیح البخاري، ج۴، ص۱۴۹؛ صحیح مسلم، ج۷، ص۱۱۵.
↑[۹] . فتح الباري، ج۷، ص۴۰ و ۴۱.
↑[۱۰] . مجادله/ ۲۲.
↑[۱۱] . برای این مضمون، بنگرید به: صحیح مسلم، ج۷، ص۱۶۵؛ سنن أبي داود، ج۲، ص۴۸۰؛ سنن البیهقي، ج۱۰، ص۲۳۸؛ صحیح ابن حبان، ج۱۶، ص۹۷؛ طحاوی، شرح معاني الآثار، ج۴، ص۲۹۸؛ عدّة محدثین، الأصول الستة عشر، ص۱۰۱؛ کلینی، الکافي، ج۸، ص۱۰۲؛ رجال الکشي، ج۲، ص۴۶۶؛ مفید، الإرشاد، ج۱، ص۱۷۷.
↑[۱۲] . ابن حیّون، دعائم الإسلام، ج۲، ص۳۲۳.
↑[۱۳] . رجال الکشي، ج۲، ص۴۶۷.
↑[۱۴] . ابن بابویه، عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۲۹۷؛ خزاز، کفایة الأثر، ص۲۷۶؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل أبي طالب، ج۳، ص۴۵۰.
هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
دانلود مجموعه‌ی گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
نام کتاب: مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم؛ مجموعه‌ی گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
ناشر: دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
نسخه: ششم
زمان انتشار: مهر (میزان) ۱۳۹۸ هجری شمسی
مکان انتشار: بلخ؛ افغانستان
هرگونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.
×
آیا مایلید در خبرنامه‌ی پایگاه عضو شوید؟